... لحظه تحویل سال ...
به نام تحول دهنده طبیعت
- لحظه تحویل سال 01/01/1391

شب بیست و نهم که تا ساعت 12 شب مشغول تهیه سفره هفت سین بودم و تازه اون موقع شب شام خوردیم و بعد واسه سال نو بابایی رادین رو به حموم برد و تا مراسم های تلویزیونی شب سال نو رو ببینیم و رادین پسری رو بخوابونیم ، ساعت 3:00 شب یا بهتر بگم 3:00 صبح شد .
هر سه تامون اینقدر خسته بودیم که نفهمیدیم چطور خوابیدیم .
سال تحویل ساعت 8:45 بود . من و بابا ساعت 8:00 صبح بیدار شدیم ، اما چون هنوز خسته بودیم دوباره خوابیدیم.
چند ثانیه بیشتر به سال نو نمونده بود که یک دفعه بیدار شدیم و تا بخوایم از جامون بلند بشیم و بریم پای سفره هفت سین سال تحویل شد و ما تو رختخواب سال نو رو تحویل کردیم.
می گن موقع تحویل سال نو مشغول هر کاری باشی تا آخر سال اون کارو انجام میدی ؟
یعنی ما امسال همش می خوابیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که از موقع تولد رادین اینقدر بی خوابی کشیدم خیلی خوشحال می شم همش بخوابم.
کار از کار گذشته بود و ما به خاطر اینکه خیلی خوابمون میومد بازم خوابیدیم.
رادین پسری هم هنوز تو خواب ناز بود.
ساعت 10:30 بود که دیگه یکی یکی از خواب بیدار شدیم و کم کمک آماده رفتن به عید دیدنی شدیم...
عید همگیمون مبارک لالالالالا....
اینم از هفت سین امسال که مامانی درستش کرده
به تنگ ماهی امسالمون با حضور تو ، یه ماهی اضافه کردیم...
حالا ماهی هامون شدن 3 تا...
ماهی پدر... ماهی پسر... ماهی مادر...




... لحظه تحویل سال ... 
